قالب

اين‌جا يک تصوير خيلي قشنگي هست که ميزان انرژي‌اي را که براي هر قسمت از عمليات وب ديزاين بايد صرف کني نمايش مي‌دهد. اين نمودار را من با تمام وجودم تائيد مي‌کنم. در فرآيند توليد يک قالب براي اين وبلاگ دمار از روزگارم درآمد – يا شايد هم کمي بدتر – تا بتوانم يک قالب خوب و تر و تميز CSS راه بياندازم که هم قشنگ باشد هم با انواع مرورگرها چه اينترنت اکسپلوررِ مايکروسافت و چه فايرفاکسي که خودم استفاده مي‌کنم، هماهنگ باشد.
دروغ چرا؟ آخرش نتواستم! رفتم اين قالب را از يک‌جا کش رفتم. يعني آن‌طوري کش هم نرفتم. يک آدم مهرباني قالب را ساخته بود و براي استفاده‌ي بنده‌گان خدا گذاشته بود روي وب سايتش. براي اين‌که حلال و حرام هم قاطي نشود آدرس‌اش را گذاشته‌ام پائين همين صفحه. اگر قالب زشت است، خيلي تقصير من نيست. من همه‌ي زورم را زدم که زيباترين را انتخاب کنم، اما اين محدوديت هميشه وجود داشت که بايد از بين قالب‌هايي انتخاب مي‌کردم که قبل از من به نظر يک‌نفر ديگر زيبا آمده بود و در نتيجه من هميشه يک انتخاب‌گر درجه‌ي دو بودم.
علاوه بر اين اين وبلاگ اولين تجربه‌ي من در راه انداخت يک وبلاگ به کمک مووبل‌تايپ بود. ياد گرفتن کاملش حوصله‌اي مي‌خواست که من ابداً نداشتم. اين شد که عطاي هر قابليتي از ام‌تي را که راه‌انداختنش را ياد نگرفتم، به لقايش بخشيدم و آن‌هايي را هم که ازشان در اين وبلاگ استفاده کردم نمي‌توانم ادعا کنم که کامل به تمام زير و بم‌شان مسلط شده‌ام.
اين‌دو نکته را که بگذاريد کنار هم نتيجه‌اش مي‌شود اين‌که اين صفحات احتمالاً عيب و علت زيادي دارند و هنوز در حال توسعه‌اند. پس لطفاً اگر جايي ايرادي ديديد، سوتي بدي مشاهده کرديد، يا پيشنهادي داشتيد که مي‌توانست موثر باشد، بزرگواري کنيد و يک‌طوري به من خبر دهيد تا مشکل را بر طرف کنم.

يا علي مدد.

يادداشت‌ها

یکشنبه 16 خرداد
حوالی ساعت دوازده شب، چشم‌هایم را به زور باز نگه داشته‌ام، خسته و کوفته، نشسته‌ام به تماشای گفت‌وگوی وحید یامین‌چور و حسین صفار هرندی؛ حرص می‌خورم و به در و دیوار فحش می‌دهم.
جمعه 7 خرداد
زنگ زد، بعد مدت‌ها صدایش رنگ وجد و نشاط داشت. گفت ایستاده‌ام در بین‌الحرمین، می‌خواهم بروم زیر گنبد حرم برایتان دو رکعت نماز بخوانم. زنگ زدم که بدانید و نیت کنید. مدت‌هاست که همین اتفاقات کوتاه و کوچک، شده تنها مایه‌ی شادی‌ام.

روزگار

آخرين نوشته‌ها

موضوعات

سوابق

‌جستجو