اخراجيها
امروز از سر بي حوصلهگي تصميم گرفتم بروم سينما. فيلم اخراجيهاي مسعود دهنمکي را در سينما فلسطين تماشا کردم. افتضاح بود. حداکثر در سطح سريالهاي ظهر برنامهي خانواده قابل توجه بود. فيلمنامهي ضعيف. بازيهاي ضعيف، تدوين ضعيف و خيلي چيزهاي ضعيف ديگر. اگر لودهگي کردن گاه و بيگاه برخي از هنرپيشههايش نبود و به کمک همانها گاهي خندهاي نميآمد، بدجوري پشيمان از سالن سينما بيرون ميآمدم. با آن همه بلوايي که آقاي دهنمکي در مراسم اختتاميه بر پا کرد انتظار فيلم ديدنيتري را داشتم. ماندهام حيران که اشاره به چهار حرف غير قابل پخش در يک فيلم آنقدر مردم را هيجان زده ميکند که چنين فيلمي بشود منتخب تماشاگران؟ اگر اينطور است که انگار خيلي کم ظرفيتيم، جدا بايد فکري کرد.
به گمانم آقاي دهنمکي در دوران جنگ يک شوخيهايي را شنيده، آدمهايي را هم ديده که به جز تسبيح چيز ديگري هم دست ميگرفتند، دست و پاي قطع شده و آدم زندهي زير تانک و چندين صحنهي دردناک ديگر را هم در خاطر سپرده، بعد تصميم گرفته است که فيلمي بسازد تا همهي آنچه را در ذهنش سنگيني ميکرده بريزد روي زمين. حاصلش شده يکسري آدم کليشهاي تکراري که اولش لات و اراذلند و آخرش آدم حسابي، با يک روحاني که يک وجب با انسان کامل فاصله دارد و يک مشت حاجي و سيد که کارشان خيلي درست است. آدم دورو و خشک مقدس هم که نبايد فراموش شود. همهي اين آدمها در يکسري صحنهي نامتجانس و بيربط به هم تمام انواع جوانمردي را در حق همديگر تمام ميکنند.
آقاي دهنمکي اصرار دارد که اينها حقايق جنگند و اولين بار است که اينطور به اين حقايق پرداخته شده. تمام اين حقايق بسيار زيباتر و هنرمندانهتر در آثار ابراهيم حاتميکيا و مرحوم ملاقلي پور ديده شدهاند. در هيچ کدام از آثار آنها هم اثري از لودهگي و مسخرهگي وجود ندارد. به نظرم ريشهي اين همه عصبانيت و پرخاش ايشان به داوران جشنواره را، شايد بتوان در روحيات سابق ايشان جستجو کرد.
من اعتراضي به فيلم ساختن ايشان ندارم. به قول آقاي پاکدل در اختتاميهي جشنواره، خوشحال هم هستم که ايشان ترجيح دادند چماق را زمين بگذارند و از قلم و دوربين براي بيان نظراتشان استفاده کنند. اما ايکاش ايشان کمي منطقيتر و واقعبينانهتر به آثارشان نگاه ميکردند تا بعد از فيلمهاي مستند قبليشان، که فقر و فحشايشان را که خودم ديدم بسيار ضعيف بود و کدام پيروزي – کدام استقلالشان را هم شنيدم که ديدني نبود، لااقل اولين فيلم داستانيشان را کمي قابل تاملتر ميساختند. با اين روحيه و رفتار که هيچ حاضر نيستند ضعفهاي اثرشان را بپذيرند گمان کنم اگر ده فيلم ديگر هم بسازند نتيجهاش با اين يکي توفيري نکند.
يا علي مدد.
آرا (3)
اتفاقا جالب بود، امروز 4 نفر از دیدن فیلم برگشته بودند و داشتند تعریف میکردند. نظراتشون دقیقا 180 درجه با نظر شما فرق داشت. وقتی میگم 180 درجه یعنی دقیقا تمام افعال مثبت تو رو منفی به کار بردند و تمام افعال منفی رو مثبت!
چشمها را باید شست...
dar morede nazar va tahliletoon bar in film! besyaar movafegham
محسن عزیز! عصبانی نباش! تا بوده؛ همین بوده و تا هست هم لابد همین خواهد بود!