بحران بنزين
دوسال و اندي پيش از اين، زماني که هنوز سيد محمد خاتمي رئيس جمهور بود و البته مجلس هفتم سر کار آمده بود و ديگر کسي انتظار تغييري را نداشت و همه منتظر پايان دوران سيد محمد خاتمي بودند، مجلسيان عدالت طلب آنروز به رهبري آدمهايي مثل احمد توکلي تصميمي گرفتند که نه تنها همان زمان به شدت از آن تصميم برآشفته شدم، بلکه هنوز هم معتقدم يکي از خيانتهاي بزرگ مجلس هفتم همان تصميم بود. افزايش پانزده درصدي قيمت بنزين به فرمودهي اقتصاددانان مجلس نشين متوقف شد. اين اقدام پوپوليستي البته نتيجه بخش هم بود و دولتي اصولگرا در کمتر از يکسال به مدد تمام آن عوام فريبيها بر سر کار آمد. اگرچه آن دولت به زمينهسازان ظهورش وفا نکرد و بسيار زود کساني همچون احمد توکلي و محمد خوشچهره در زمرهي منتقدانش قرار گرفتند.
امروز گويا کارد بنزين به استخوان اقتصاد دولتيمان رسيده است. محمود احمدينژاد و دولتيانش در اقدامي شجاعانه سهميه بندي بنزين را آغاز کردند. مسيري که ميتواند اولين گام براي حذف سوبسيد ناجوانمردانهي بنزين باشد. ميگويم ناجوانمردانه، چرا که اين سوبسيد ابلهانه که نزديک به يک سوم بودجهي سالانهي ما را ميبلعيد، سودش نصيب اتومبيلداران بود و دودش به چشم طبقات پائينتر جامعه. شري بزرگ که به جانمان افتاده بود و کسي جرات وجسارت کنار انداختنش را نداشت.
عليرغم تمام اختلاف نظري که با رفتارهاي سياسي جريان حاکم دارم، و با وجود انتقاداتي که به جزئيات اجراي اين سياست وارد ميدانم، اما گمان ميکنم که کليت آن آنچنان مهم و حياتي و مفيد است، که نه تنها مجريانش را شايستهي تقدير ميکند، بلکه کمک به ثمر دادن اين حرکت را واجب و ضروري ميکند.
ماجراي بنزين در مملکت ما يک گرهي کور بود، گرهاي که نه تنها سالهاست که از ايجادش ميگذرد بلکه در همهي اين سالها هر کس که دستش رسيد سري از اين گرهي چند سر را گرفت و کشيد و کورترش کرد. ميراثي که به دولت نهم رسيد، هيچ ميراث دوست داشتنياي نبود. اقدام محمود احمدينژاد که شايد ناگهاني و ضربتي دست به بريدن اين گره زد، حتي ممکن است خودکشي بزرگ سياسياي باشد که او جريان همراهش مرتکب شدهاند، اما يقينا، مملکت و دولتهاي پس از خودش را از مصيبت بزرگي رها کرده است.
پريشب که اين خبر اعلام شد، کساني که در اثر اين تصميم، به واقع تحت فشاري خردکننده قرار ميگرفتند به خيابان ريختند و راهها را بستند و پمپهاي بنزين را به آتش کشيدند. اتفاقي که کاملا قابل پيشبيني بود همين بود. حتي من گمان ميکنم موج اعتراضات بسيار محدودتر از حد انتظار بود. مشابه اين اتفاق در کشوري مثل آرژانتين در هر دهه منجر به سقوط يک دولت ميشود. من حتي گمان مي کنم وقتي شوک افزايش قيمت بنزين اثر کرد و قيمت همهچيز رشد سرسام آور پيدا کرد، تازه تبعات سياسي و اجتماعي و اقتصادي و امنيتي اين تصميم سخت خودش را نشان خواهد داد.
خوب ميدانم که در اثر اين تصميم زندگي سخت مردم سرزمينمان بسيار سختتر خواهد شد، ميدانم اعصاب متشنج مردم سرزمينمان بسيار متشنجتر خواهد شد، اما باور دارم که چارهاي جز اين براي کشورمان باقي نمانده بود. شايد اجراي اين تصميم کمي ناگهاني بود، شايد کمي غيرمترقبه بود، شايد در جزئيات ميشد بهتر از اين سهميهبندي را به ثمر رساند، اما من گمان ميکنم ماجرا آنقدر پيچيده و چند سر بود، که هر نحوهي ديگري از اجرا هم عواقب بسيار سهمگيني ميداشت. شايد اگر اين اتفاق در در دولتهاي پيش از اين رخ داده بود، شايد اگر مجلس آن اقدام شرمآور را مرتکب نميشد و بسيار شايدهاي ديگر، امروز يا نيازي به گرفتن اين تصميم نبود و يا اين تصميم چنين هزينهي گزافي نداشت. اما به هر حال واقعيت امروز اين است و من گمان ميکنم چارهاي جز تحمل اين هزينهها وجود ندارد.
يادم ميآيد حدود سالهاي هفتاد و هفت و هفتاد و هشت بود که يک مجموعه سخنراني اقتصادي دربارهي سازمان تجارت جهاني و شرايط ايران در قبال آن سازمان به دستم رسيد. آن بندهي خداي سخنران ضمن انتقاد از سيد محمد خاتمي که سياست تعديل دولت هاشمي را معطل گذاشته بود، ميگفت نتيجهي مستقيم آزاد سازي قيمتها در کشورهاي در حال توسعه که مقدمهي پيوستن آنها به بازار جهاني است، شورش و طغيان مردم است. من امروز از اين ميترسم که دولت در مسيري که شروع کرده است از دو سو تحت فشار قرار بگيرد و نتواند اين مسير را به سرانجام برساند. اول آنها که صاحب منفعتاند در شرايط جاري، يا آنهايي که ميترسند از از دست دادن راي موکلينشان و ديگر مردمي که شرايط بسيار سخت اقتصادي را تحمل ميکنند و توان تامين حداقلهايشان را هم ندارند. به هر حال جاي ترديد نيست که اين شرايط رياضت ممکن است چند سالي رهايمان نکند. از صميم قلب دعا ميکنم و هر کاري که از دستم بر بيايد انجام ميدهم تا دولت بتواند به سلامت از اين گردنهي سخت و ناگزير عبور کند.
کنار زدن اين طرح عاقلانه اما پر هزينه، تنها با نشستن بر موج عوامگرايي ديگري امکان پذير است. و من نميتوانم احساس تلخم را توصيف کنم اگر دولت پوپوليست نهم را جريان پوپوليست فرادست ديگري ساقط کند.
من هنوز هم معتقدم دولت نهم در مجموع اتفاقي بود که ايکاش رخ نميداد، اما در اين فقرهي خاص حمايت تام و تمام از اقدام دولت را واجب و حياتي و سرنوشتساز ميدانم.
از صميم قلب دعا ميکنم که تلاششان با کمترين هزينه و در کمترين زمان به ثمر برسد.
يا علي مدد.
پينوشت: هيچ فکر کردهايد چه دولتي بهتر از يک دولت انقلابي افراطي ميتوانست باب مذاکره با آمريکا را بگشايد و کدام رئيسجمهوري کمهزينهتر از رئيسجمهوري که تمام شعارش عدالت و حمايت از مستضعفين است ميتوانست سد نرخ بنزين را بشکند. به هر حال تا ابد که اين جريان افراطي، حاکم بر مملکت ما نخواهند ماند. چه بهتر که دولتهاي ميانهروي بعدي با اين مصيبتها دست در گريبان نباشند.
آرا (11)
chi dari migi baba? fekr mikoni alan ke soobsida az mardome mashinsavar gereftan vaze mardome bedoone mashin behtar mishe? fekr mikoni too mamlekati ke sali yemilioon mashin tolid mishe va taghriban hamash dar enhesare dolate gazsooz kardane mashina ya hadeaghal oonaie ke dare tolid mishe kare sakhtie? vaghean hamin yerah vojood dasht bara ghte vabastegi az benzin? fekr mikoni age gharar bashe be benzin soobsid nadan poolesh gharare chi beshe? gharare bahash monorail besazan ya rahe voroode emam zamana cheraghooni konan? inke raisjomhoori ke baraye mahboobiat hazere jelo mardom malagh bezane ye hamchin karia mikone yani ghazie chize digeie. vaghean nemishod too ye barnameye chandsale hamin kare enghelabi anjam dad? in chie ke to dari azash tarif mikoni baba? manham omidvaram oon pooli ke sarfe varedate benzin mishode hala be roshde sanatie iran komak kone. ama chejoori vaghti na tarhe dolat ine na mardom va na ejra, ejraye dorostie. alan dosale ke behnood dare ye chiz minevise. inghad neveshte bood ke dige khaste shodam. shebahathaye sale 84 ra ba sale 52. har dosal roshde shadide gheymate naft. ama sare nakhhaie ke az dosale pish tahala dare mide moo be moo dare etefagh miofte. in ghaziei ke dari bekhateresh tabrik migi, inghad negaranam karde ke nemitoonam fekrama azash bekanam. ishalla ke bekheyr begzare.
يعني چي؟ يعني چون تدبير لازم براي استفاده از بودجه ي کشور نيست بذار هدر بره؟ بين سال 52 تا الان بيش از سي سال فاصله است. خودت بهتر از من مي دوني که چه قدر تفاوت وجود داره تو شرايط دنياي امروز با دنياي اونروز. همين که قيمت نفت در هر دو سال رفت بالا کافيه براي مقايسه کردن. حالا راه حل چيه. به جاي قطع سوبسيد بنزين چه ميشه کرد که مشکل حل شه. مگه قراره تا ابد اين بابا بمونه؟ اصلا تا کي ميشه اين وضع رو ادامه داد. فکر مي کني مجموعه ي دولت فعلي تا وقتي مجبور به اينکار نشده بودند، حاضر بودند چنين ريسکي بکنند. گاز سوز کردن که مي گي کاري نداره، مي دوني همين الان با چه مصيبتي داره انجام ميشه. البته که خيلي از اين مشکل ها به خاطر سوء مديريته، اما نبودن منابع مالي هم مشکل بزرگيه که خصوصا الان يقه ي دولت رو گرفته. اين هايي که داري مي گي رو نمي تونم قبول کنم. همه ي اين مشکل ها هست، قابل پيش بيني هم بود، هيچ کدومش هم جديد نيست. اما با وجود همه ي اينها اين اتفاق دير يا زود مي افتاد. دست هيچ کس هم نبود. فقط هر چه زودتر کم هزينه تر. اگر به جاي امروز اين اتفاق 5 سال ديگه مي افتاد اوضاع خيلي بدتر از ايني مي شد که الان هست.
ُلام پسر گل خودم
اول تبریک میگم برای مربی بسیار ارزنده جدید تیمتون. رفیق فابریک مدیر عامل - سال دیگه چهارم هم نمیشید. عیب نداره، به جاش تجربه کسب میکنید D:
دوم هم اینکه از حمایت همراه با تهدید شما بسیار متشکرم (یاد این جمله افتادم که گویا یه استاد ادبیات میگفت: خاتمی دوتت داریم وحشتناک. میگفت دارید تعریف میکنید یا تهدید) - جدا از بحث سیاسی و ... اون طور که من با خیلیها از عام و تحصیلکرده صحبت میکردم و مصاحبه ها و ... ، گویا خیلیها با طرح موافقن و انشاء الله در عمل چه این دولت و یا هر دولتی دیگه بتونه جمعش کنه، به بهترین وجه
گرچه بعنوان یکی از بهترین دوستانم میگم، انتقاد رو گفتن خوبه، اما ابراز اون حس شاید بشه گفت تنفر، قبول نداشتن یا ... (اگه کلمه بدی گفتم، ببخشید - برداشت خوب کنريال چیزی به ذهنم نرسید) بیان نکنیم. علتش رو هم قبلا گفتم. برای اینکه اگه حتی به حتمال 1 درصد اشتباه کنیم، ممکنه از حرف ما ذهنیتی برای کسی شاخته بشه که دیگه نتونیم درستش کنیم. خودم هم سعی کردم اینطور رفتار کنم (انشاء الله که تخطی نکرده باشم)
راستی تو هم زنتو ببر پیش خودت اون علی بفرست تنها کنار ساحل قدم بزنه D:
دعا میکنی ما رو با مرام؟
man darbare benzin ziad nemidoonam vali in adade yek sevom ke goftin kheili meghdare ziadie bayad ye fekri barash mishod
vali in ashoftegi mardom dar morede sahmie bandi be nazaram jaye negarani dare shayad mishod ye rahe hale dige peyda konan masalan soobsido kam konan ya inke ta ye hadi ba soobsid befrooshan baghiasho azad
faghat omidvaram be bahane benzin chizaye dige geroon nashe
tahliletoon az in daastan jaleb bood, man ro ke be fekre amightari vadar kard:)
تحلیل کردن شرایط ایمرجنسی (!) تقریبا کار غلطیه. حالا نگیم غلط، بگیم کار غیر قابل ارزیابی. مثل کسی که داره از بالای کوه میفته و در هنگام سقوط حاضره دستشو به هرجایی بگیره حتی به کش شلوار رفیقش!
یه چیزی رو اضافه کنم.
راجع به آتیش زدن پمپ بنزینها.
حقیقت اینه که شما وقتی میتونی از موضع سوم شخص همه رو بشوری و رو آفتاب پهن کنی که تمامی پیش نیاز های سهمیه بندی به طور کامل فول فیل (!) شده باشن و حالا مردم فقط از سر اعتراض راه بیفتن و پمپ بنزین آتیش بزنن.
نمونه اش پسر خاله ی من که دو روز بعد از شروع شدن سهمیه بندی، در حالیکه هنوز کارت سوختش صادر نشده، نیمه شب پسرش تب شدید میکنه و بدون بنزین میبایست سریع برسونتش به بیمارستان.
میره جلو پمپ بنزین و میگه یا به من بنزین میدی، یا پمپ بنزین رو آتیش میزنم.
میدونی، تو اون شرایط، به من اگه بنزین نمیدادن، پمپ بنزین که هیچ، من حاضر بودم خودم رو هم آتیش بزنم.
صحبت دارایی های خودمون نیست. صحبت شعور نداشته ی بعضی از آقایونه که ملت رو وادار به چنین کاری میکنه.
من صد در صد حق رو به ملت میدم.
صد در صد.
-----------------------------------
محسن: والا من شخصا ازم بر نمياد تو زدن و آتش زدن حق رو به مردم بدم. حداکثر کاري که ازم بر مياد، اينه که تو موارد خاص مثل اين ماجرايي که براي پسر خاله ي شما رخ داده، درکشون کنم. ولي باز هم مقصرند و حق آشوب کردن ندارند. به هر حال شما بهتر ميدوني که من چه قدر به بي تدبيري حضرات انتقاد دارم، اما در مجموع به نظرم اين کار در دراز مدت اون قدر مهم و سرنوشت ساز هست، که لازم باشه اين فشارهاي کوتاه مدت رو تحمل کنيم.
be har hal pomp benzin atish zadan khatarnake kare aghelanei nist
البته نیستی تا ببینی اخوی! ولی در کل خوش می گذرد! اوضاعی پیدا کرده ایم با حال! گار نمی دهیم، خلاص می رویم، پشت چراغ قرمز ماشین را خاموش می کنیم و قس علیهذا. از من می شنوی با ابوی تماس بگیر، سلام من را برسان و از ایشان درخواست کن که تا نیستی ماشینی برایت دست و پا کند تا روزهای آمدنت سهمیه بنزین داشته باشی که با این اوضاعی که میبینم، با یک سهمیه بنزین پر و پیمان دیگر هیچ دختری به تو نه نخواهد گفت!! از ما گفتن بود ...
راستش تا جایی که شنیدم برای تحلیلگران خارجی خنده دار بوده که کشوری با این همه نفت توش بنزین کپنی شده...و من نمی دونم ربط این قضیه به سوبسید بنزین چیه؟
بیشتر دارم به ربط قضیه برای جلوگیری از رفتن جوانها و اشاعه فساد تو خیابان ایران زمین و جردن و ولی عصر...و همچنین آماده شدن برای مرحله دوم تحریم احتمالی فکر می کنم...به هر حال من هیچ وقت آدم سیاسی نبودم...و معتقدم ما data کافی نداریم در ایران تا بخوایم نظر بدیم...
...پدر 65 ساله من چند وقت پیش چون ماشین نمی برد سر کار تا بنزین نگه داره حالش به هم خورده بود تو دانشگاه...تا اینکه لطف کردن و سهمیه اساتید رو بردن بالا...
Salam dai
tschetori?
buss jamak