فيد!
همين طور که داشتم با فيد برنر ور ميرفتم، تصميم گرفتم هر چه فيد دارم را بدهم به آن و خروجياش را بگيرم. نتيجه شد پنج فيد که اتم و آر اس اسِ نوشتههاي وبلاگ و يادداشتهاي کوتاه کنار وبلاگ و لينکهاي به اشتراک گذاشته شدهي گوگل ريدرم را شامل ميشود. فعلا اين پنج فيد را فقط ساختهام. اگر در صفحهي اصلي وبلاگ روي آن آيکوني که در کنار آدرس بار پيداياش ميشود کليک کنيد ليست هر پنجتايش پيداست. اما هنوز بقيهي صفحهها و لينکهاي وبلاگ را درست نکردهام. کار خاصي نميبرد، اما اينروزها حال و حوصلهاش را ندارم! اين هم بماند توي صف براي بعد از دفاع! خلاصه اگر از فيد خوان استفاده ميکنيد و اين نوشتهها را هم ميخوانيد، با عنايت به اينکه من بسيار منظم و با زمانبندي دقيق مينويسم، شايد خواندن فيد نوشتهها راحتتر باشد. خلاصه وظيفهي من اطلاع رساني بود؛ باقي با خودتان.
فيد اتم وبلاگ
فيد آراساس وبلاگ
فيد اتم يادداشتها
فيد آراساس يادداشتها
فيد لينکها
يا علي مدد.
چشم ها
پارسال شب ولادت امام رضا (ع) بود. همانشب چيزکي نوشتم، احوالات آن شب را خوب در خاطر دارم. اما يکهفتهي بعد .... يکسال گذشته است. چه چيزي ميشود گفت؟ خيلي زور زدم که چيزي بگويم، اصلا مگر حرفي ميشود زد؟ نتوانستم. حتي نتوانستم توي چشمهايت نگاه کنم. چشمهايي که همهي آنچيزي را که توي خودت ميريزي و نه به زبان ميآوري و نه ميگذاري از رفتارت کسي بهشان دست پيدا کند، تويشان ميشود خواند. صبر بايد کرد، هرچند ميدانم که صبر آساني نيست.
امسال هم باز شب ولادت امام رضا (ع) بود. خدايا حکمتات چيست؟ ميخواهي شير فهممان کني که هيچ کاري از دست کسي بر نميآيد؟ باز از آنشب ماندهام حيران. فکرت يک لحظه از سرم بيرون نميرود. به هر کسي که ميدانستم سپردهام که دعا کنند. ديگر نميدانم چه ميتوانم بکنم.
دعا کنيد، لطفا دعا کنيد. همهمان را دعا کنيد.
يا مولا علي مددي.