شرم

سبب بزرگترين پشيماني‌هاي زندگي‌ام گفته‌هايم بوده است. سخن‌هايي که از سر ناداني، از سر ترس، از سر ضعف و کوچکي، برخلاف اعتقادم، برخلاف انديشه‌ام، برخلاف آن‌چه درست مي‌دانستم يا ادعاي‌اش را داشتم، بر زبان آورده‌ام. بعضي‌هايش آن‌قدر بزرگ و رنج‌آور بوده است که هنوز با گذشت سال‌ها يادآوري‌شان شرم‌سارم مي‌کند.
اغلب درست بعد از بر زبان آوردن‌اش، خجالت زده مي‌شوم و آرزو مي‌کنم کاش مي‌شد چند دقيقه‌اي همه چيز را برگردانم به پيش و زبان‌ام را بي‌حرکت نگاه دارم. امشب باز زبان‌ام آن‌چنان چرخيد که حاصل‌اش براي‌ام نبود مگر شرم و عذاب وجدان.

تمنا مي‌کنم، ببخش و در آن‌چه ناتوان‌ام ياري‌ام کن.

لطفا دعاي‌ام کنيد.
يا علي مدد


آرا (7)

صادق در زمان February 4, 2008 9:46 AM اين‌گونه نوشت:

اين مطلب آن‌قدر زبان حال من بود که احساس می‌کنم خودم نوشتمش. فقط فرقش اينه که من اين‌طور قشنگ بلد نيستم حرف بزنم (بنويسم). پس بی‌اجازه نويسنده، توی وبلاگ حقيرم نقلش کردم. ببخشيد ديگه...


انصار الله در زمان February 14, 2008 10:51 AM اين‌گونه نوشت:

شيخ طوسى در كتاب (الغيبة) خود وصيّت را بيان كرده كه : (( از ابى عبدالله (ع) از پدرانش ، از اميرالمؤمنين روايت كرده ، آن حضرت فرمود كه : (( يا ابا الحسن ! صحيفه اى و دواتى حاضر كن . پس دوات و صحيفه حاضر كردم . آن حضرت وصيّت خود را فرمود تا اينكه بدين موضوع رسيد كه : يا على ! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از ايشان دوازده مهدى .پس تو يا على اوّلين دوازده امامى . و حديث به درازا كشيد تا اينكه فرمود : امامت را امام حسن عسكرى (ع) به پسرش م ح م د كه مستحفظ شريعت و از جمله آل محمّد (ص) است ، تسليم مى كند ، و ايشان دوازده امامند . بعد از آن دوازده مهدى مى باشند . پس وقتى كه قائم (ع) را اجل دريافت ، آنگاه امر را به پسرش كه اوّلين مهديان است مى سپارد ، و براى او سه نام است . يك نامش مانند نام من ، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد اند ، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است ))


ِیک آشنا در زمان March 4, 2008 7:05 PM اين‌گونه نوشت:

ولی می دونین، من در موقعیت مشابه بعدش هزاران بار خدا رو شکر کردم به این خاطر که در این دنیا و قبل از اینکه بیش از اینها دیر بشه بهم Simulation ی از احساس پشیمانی و حسرت اون دنبا رو نشون داده.
همیشه بعدش فقط هی گفتم:
خدای من شکرت به خاطر این فرصت دوباره.

محتاجیم به دعا...
علی یارتون.


am0okaveh در زمان March 8, 2008 10:58 AM اين‌گونه نوشت:

سلام
خواستم هم واسه وبلاگ قشنگت تشکر کنم که خیلی باحاله هم...
درباره مراسم نوروز تو (Multimedia University (MMU بهتون خبر بدم
قراره 3 تا خواننده بیان
علی اصحابی
رضایا
آرمین 2AFM

به همره گروه موسیقی سنتی و پاپ و همچنین شام
قطعا مثل مراسم سال پیش (رضا صادقی) >>

http://www.youtube.com/watch?v=mzPq3iSU0kE

http://www.youtube.com/watch?v=mUS_lAnVhGw

میترکه

این هم تبلیغات ما
http://aycu03.webshots.com/image/47522/2003159406572443336_rs.jpg

منتظر حضور گرمتان هستیم
(قیمت ها:
برای دانشجویان 95 RM
برای غیر دانشجویان 150 RM)

برای دریافت بلیط لطفا با این شماره ها تماس بگیرید

کاوه - 0172651172
سیامک - 0123758797

یا علی


Anonymous در زمان April 2, 2008 8:12 AM اين‌گونه نوشت:

صداقت همراه با دانایی
و البته شک به دانسته های خود
اگر باشد
نیازی به پشیمانی نیست


Anonymous در زمان May 1, 2008 4:37 PM اين‌گونه نوشت:

کجا رفتی؟ ديگه نمی نويسی؟


علی در زمان May 1, 2008 5:07 PM اين‌گونه نوشت:

سلام
تو معلوم هست کجایی پسر ؟
چیزی شده ؟
نیستی


درج نظر




يادداشت‌ها

یکشنبه 16 خرداد
حوالی ساعت دوازده شب، چشم‌هایم را به زور باز نگه داشته‌ام، خسته و کوفته، نشسته‌ام به تماشای گفت‌وگوی وحید یامین‌چور و حسین صفار هرندی؛ حرص می‌خورم و به در و دیوار فحش می‌دهم.
جمعه 7 خرداد
زنگ زد، بعد مدت‌ها صدایش رنگ وجد و نشاط داشت. گفت ایستاده‌ام در بین‌الحرمین، می‌خواهم بروم زیر گنبد حرم برایتان دو رکعت نماز بخوانم. زنگ زدم که بدانید و نیت کنید. مدت‌هاست که همین اتفاقات کوتاه و کوچک، شده تنها مایه‌ی شادی‌ام.

روزگار

آخرين نوشته‌ها

موضوعات

سوابق

‌جستجو