استقلال زلزله!

وسط اين همه فکر و خيال و ماجرا که خودم دارم، اين خاک بر سرها هم حسابي حال‌م را جا آوردند. ناصر خان و فيروز خان و بر و بچس با اقتدار سيزدهم شدند تا کلا هيچ جايي براي کري خواندن (به‌جز آن يک خورده‌اي که تحت هر شرايطي، براي زنده ماندن، بايد خواند) هم نمانده است. اين فصل آخر لوطي‌گري و مردانه‌گي را هم نشان دادند. به هرچه تيم ته جدولي بود حسابي باختند که در ليگ نگاه‌شان دارند. ضربه‌ي آخر را هم که حاجي ام‌روز زد و کارمان را ساخت. ژنرال امير قلعه‌نويي را با احترام آورد سر تيم. کمک هايش هم محمود خان فکري و جناب کماسي شدند. البته به گمان‌م نيت حاجي خير است. اين‌کار را کرد که ذره‌اي اميدواري به فصل بعد باقي نماند و برويم بدون نگراني به زندگي‌مان برسيم.
اما از دوچيز خوش‌حالم! اول اين‌که اين پرسپوليسي‌هاي طفل معصوم بعد از اين همه سال به يک مقامي رسيدند. من خودم شخصا چند نفري را مي‌شناسم (حالا در عالم رفاقت اسم‌شان را نمي‌برم) که اگر امسال هم پرسپوليس مثل چندين سال قبل به جايي نمي‌رسيد دچار آسيب‌هاي جدي مي‌شدند. دوم اين‌که پرسپوليس با افشين قطبي قهرمان شد. اين آدم خيلي بيش‌تر از فوتبال ايران آدم حسابي است.
خلاصه اين‌که ام‌سال فقط جام حذفي ماند براي استقلال که آن‌را هم تا چند هفته‌ي ديگر مي‌گيريم و سال بعد مي‌رويم آسيا، بدون توجه به پاسيا و حتي لنگيا!! (يا چيزي در همين حدود).


آرا (5)

Ali در زمان May 19, 2008 3:02 PM اين‌گونه نوشت:

ghermezete, abie ablimoojat


alireza در زمان May 21, 2008 7:35 AM اين‌گونه نوشت:

سلام...
من هم در موارد خوشحالی باهات هم دردی!!!! میکنم ;)


علیرضا در زمان May 21, 2008 2:49 PM اين‌گونه نوشت:

دادا، میدونم خیلی درد داشته. اما خب عیبی نداره، فعلا دل ببندید به جام حذفی

گرچه، خداییش، طبق حرف خودت با اومدن دوست خوب و مهربون کل یوم 10 درصد شانس دارید
نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه غلام؟

:-*


علی در زمان May 23, 2008 10:19 AM اين‌گونه نوشت:

سلام دادا
می گم
اگه بخوان با پرسپولیس هم مثل سپاهان بر خورد کنند
فکر کنم یه 5 امتیازی به خاطر حوادث بعد از بازی کم بشه ازشون و 6 ماه هم محروم بشن
اما نمی کنند این کار رو که
درضمن
دلمان هم تنگیده پسر


baby ss در زمان February 2, 2009 4:02 PM اين‌گونه نوشت:

این پرسپولیسی ها این قدر قهرمان نشدن عقده ای شدن فدراسیون هم واسه جلو گیری از سرخوردگی بیشتر تصمیم گرفت که نیمه های اول هر بازی 46 دقیقه باشه نیمه های دوم تا هر وقت پرسپولیس ببره بیچاره سپاهان!!!!!!!!!


درج نظر




يادداشت‌ها

یکشنبه 16 خرداد
حوالی ساعت دوازده شب، چشم‌هایم را به زور باز نگه داشته‌ام، خسته و کوفته، نشسته‌ام به تماشای گفت‌وگوی وحید یامین‌چور و حسین صفار هرندی؛ حرص می‌خورم و به در و دیوار فحش می‌دهم.
جمعه 7 خرداد
زنگ زد، بعد مدت‌ها صدایش رنگ وجد و نشاط داشت. گفت ایستاده‌ام در بین‌الحرمین، می‌خواهم بروم زیر گنبد حرم برایتان دو رکعت نماز بخوانم. زنگ زدم که بدانید و نیت کنید. مدت‌هاست که همین اتفاقات کوتاه و کوچک، شده تنها مایه‌ی شادی‌ام.

روزگار

آخرين نوشته‌ها

موضوعات

سوابق

‌جستجو