گيله مرد

نمي‌دانم چه‌را من خيال مي‌کردم که بزرگ علوي نويسنده‌ي خوبي است؟ اولين تجربه‌ام با کتاب‌هاي بزرگ علوي به شدت شکست خورد. خواندن کتاب "گيله مرد" ديروز تمام شد. يک مجموعه داستان بود که گويا قرار بود مشکلات اجتماعي و سياسي يک دوره‌اي از تاريخ ايران را تصوير کند. هيچ از اين کتاب خوشم نيامد. به سختي خواندم‌اش و تمام‌اش کردم. اگر اين اخلاقم که کتابي را که شروع مي‌کنم بايد تمام کنم نبود بعد از همان يکي دو داستان اول کتاب را کنار مي‌گذاشتم. شايد من با يکي از کتاب‌هاي بد او شروع کرده‌ام. اگر کسي کتاب به‌تري سراغ دارد معرفي کند تا آن‌را بخوانم.


آرا (4)

علی سیاه سابق در زمان June 3, 2008 8:29 PM اين‌گونه نوشت:

سلام
خوبی
خیلی وقت بود نخونده بودم
چیزه ... خدا به خیر کنه .. اوضاع خوبه ؟ خودت خوبی ؟
آپ می کنی یه پی امی چیزی به ما سرباز ها هم بده ...

من خودم تا حالا ازش کتابی نخوندم
شاید حسی که در مورد کتاب های صادق چوبک دارم رو داشتی
چون از چوبک هم چیزی خوشمان نیامد

راستی
چه می کنی با تجرد


فلانی در زمان June 8, 2008 4:16 PM اين‌گونه نوشت:

سلام. ولکام بک!


فلانی در زمان June 16, 2008 9:35 PM اين‌گونه نوشت:

آقا قهرمانی استقلال هم مبارکه. البته من می‌دونم٬ شما هم می‌دونی که استقلال تیم نمیشه. ولی حالا تو این وانفسا٬ ما پرسپولیسیها این قهرمانی کم‌رنگ و کم‌ارزش را به همه استقلالی‌ها تبریک می‌گوییم.


صفا در زمان January 27, 2009 11:14 AM اين‌گونه نوشت:

دوست عزیز
می توانی سراغ

چشم هایش
سالاری ها
پنجاه و سه نفر
وبا ... یکه و تنها

رو بگیری


درج نظر




يادداشت‌ها

یکشنبه 16 خرداد
حوالی ساعت دوازده شب، چشم‌هایم را به زور باز نگه داشته‌ام، خسته و کوفته، نشسته‌ام به تماشای گفت‌وگوی وحید یامین‌چور و حسین صفار هرندی؛ حرص می‌خورم و به در و دیوار فحش می‌دهم.
جمعه 7 خرداد
زنگ زد، بعد مدت‌ها صدایش رنگ وجد و نشاط داشت. گفت ایستاده‌ام در بین‌الحرمین، می‌خواهم بروم زیر گنبد حرم برایتان دو رکعت نماز بخوانم. زنگ زدم که بدانید و نیت کنید. مدت‌هاست که همین اتفاقات کوتاه و کوچک، شده تنها مایه‌ی شادی‌ام.

روزگار

آخرين نوشته‌ها

موضوعات

سوابق

‌جستجو