ليلين
ليلين منشي شرکت است. يعني در واقع يک وقتي که مدير ما خيال کرد دپارتمان "آر اند دي" با بقيهي دپارتمانها فرق ميکند و قرار است مهندسيناش تخم دوزردهاي براياش بگذارند و بقيهي آدمهاي مجموعه آنقدر که لازم است در خدمتشان نيستند، تصميم گرفت يک منشي ويژهي "آر اند دي" استخدام کند. آشنايي با ليلين که ماجراي استخداماش يکي از کشمکشهاي دپارتمان ما و بقيهي مجموعهي شرکت بود، آنقدر که اوايل ورود او به شرکت آدمهاي خارج از "آر اند دي" چندان تحويلاش نميگرفتند، يکي از اتفاقات خوب دوران حضور من در اين مجموعه بود.
همان هفتهي اول که ليلين استخدام شده بود، متوجه شباهت عجيباش با خالهام شدم.تقريبا هم سن و سال او است و نگاهش من را به شدت به ياد خاله فاطمه مياندازد. نميدانم خودم اولين بار نام خاله را روياش گذاشتم يا يکي ديگر از رفقا. اما هرچه بود امروز، همه خاله خطاباش ميکنيم. محبتهايش به ما، توجهاش به وضعيت کارهايمان، نگرانياش در مورد شرايطمان کاملا آشکار است. و همهشان از جنسي است که من هر بار که با يکيشان برخورد ميکنم يکجور خوشآيندي شاد ميشوم.
اينروزها که گويا يکي از مديرهاي مجموعه به او تذکر داده که زياد با بچههاي "آر اند دي" گرم نگيرد و از ما فاصله بگيرد، سعي ميکند کمتر خودش را آفتابي کند و گاهگداري، جايي که خيالاش راحت است که کسي متوجهاش نيست، به آرامي احوالي ميپرسد و گپي ميزند. اينطور وقتها خوشحاليام از ديدن اين رفتارهاي عميقا انساني، يا از ديدن آدمي که نوع ويژهاي از محبت را نسبت به ديگران نشان ميدهد، کاملا وصف ناپذير است.
اينها را نوشتم که دستکم خودم، هميشه آشناييام با ليلين و رفتارهاي اينروزهاياش را به خاطر داشته باشم. خدا را شکر بابت اين بهانههاي کوچک شادي که در زندگيمان قرار داده است.
يا علي مدد.
آرا (1)
ba salam
weblog besyar khoobi darid
vasatoon arezooye movafaghiyat darim
zemnan esme weblog shoma be liste Malezi nevisan ezafe shod.
shad bashid