سه‌تار

يک زماني سه چهار سال پيش من چند ماهي مي‌رفتم پيش يک آقايي تا نواختن سه‌تار ياد بگيرم. پسر جواني بود که تازه پزشک شده بود و همان زمان که ما مي‌رفتيم پيش‌اش شاگردي، دوران سربازي‌اش را مي‌گذراند. البته من خيلي زود فهميدم که نوازنده شدن نياز به همت بلند و تمرين مستمر دارد و آدمي به گشاده دلي من، همان به‌تر است که فقط شنونده‌ي موسيقي باشد. خلاصه اين‌که هنوز همه‌ي درس‌هاي ماهور را نزده بودم که کلاس نوازنده‌گي ما تعطيل شد.

حامد افشاري و مژگان شجريان در کنسرت گروه شهناز


اين آقا که نام‌شان حامد خان افشاري است. همين بزرگواري است که عکسش را اين بالا مي‌بينيد. در کنسرت جناب محمدرضا شجريان که همين شب‌ها دارد برگزار مي‌شود قيچک باس مي‌نوازد. خلاصه فقط اسم پر ابهت ساز را داشته باشيد تا دست‌تان بيايد که من با چه آدم‌هاي حسابي و آينده‌داري نشست و برخاست داشته‌ام.


آرا (4)

بودا در زمان July 8, 2008 2:42 PM اين‌گونه نوشت:

سلام
خیلی وقت بود که می خواندمتان و حالا بعد از یکسالی که فراموش کرده بودم دوباره از سرگرفتم خواندن وبلاگتان را.
خواستم بگویم آن داستان ذنی که چند وقت پیش نوشته بودید یکی از داستان های مورد علاقه من است.می خواستم در وبلاگم بنویسم که آنرا اینجا دیدم. با اجازه خوانندگانم را لینک می دهم به وبلاگ شما.موفق باشید.


s در زمان July 25, 2008 9:35 PM اين‌گونه نوشت:

ممنون بابت لینک


حسین در زمان August 4, 2008 12:30 PM اين‌گونه نوشت:

سلام آقا محسن خوبید؟ راستش خیلی وقت پیشها یه وبلاگی داشتم به نام حکایت اگه یادت باشه ... الان خیلی وقته که دیگه دست به قلم (یا کیبورد) نبردم وبلاگ هم تعطیل کردم و رفته
دوباره اومدم به وبلاگ خونی
هوس کردم دوباره نوشتن رو از سر بگیرم
نمیدونم شاید دوباره شد
یا علی


شیخ در زمان October 15, 2008 8:14 PM اين‌گونه نوشت:

ما هم تو را چشم در راهيم ولى نيستى مرد مومن!


يادداشت‌ها

یکشنبه 16 خرداد
حوالی ساعت دوازده شب، چشم‌هایم را به زور باز نگه داشته‌ام، خسته و کوفته، نشسته‌ام به تماشای گفت‌وگوی وحید یامین‌چور و حسین صفار هرندی؛ حرص می‌خورم و به در و دیوار فحش می‌دهم.
جمعه 7 خرداد
زنگ زد، بعد مدت‌ها صدایش رنگ وجد و نشاط داشت. گفت ایستاده‌ام در بین‌الحرمین، می‌خواهم بروم زیر گنبد حرم برایتان دو رکعت نماز بخوانم. زنگ زدم که بدانید و نیت کنید. مدت‌هاست که همین اتفاقات کوتاه و کوچک، شده تنها مایه‌ی شادی‌ام.

روزگار

آخرين نوشته‌ها

موضوعات

سوابق

‌جستجو