اين روزها - حکايت سوم

دي‌روز صبح يک اس‌ام‌اس برايم آمد که محتواي جالبي داشت. نوشته بود «آيت الله سيستاني در ملاقات با حجت الاسلام سيد علي خميني (نوه حضرت امام ره) در نجف دو نصيحت فرمودند: اول سفارش به درس خواندن دوم تبعيت از رهبري – موسسه اديان قم».

يک ضرب المثل عربي هست که مي‌گويد «الغريق يتشبث بکل حشيش». انگار حضرت‌شان و رفقاي هم‌راه بدجوري احساس نگراني کرده‌اند که به هر حربه و وسيله‌اي متوسل مي‌شوند تا مشروعيت بر باد رفته را دوباره به‌دست بياورند.

شکر!

يا علي مدد.


آرا (2)

عجب! در زمان September 20, 2009 1:58 PM اين‌گونه نوشت:

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست
امتحان ریشه هاست..
ریشه هم هرگز اسیر باد نیست!
جناب!اونایی که این آقا براشون مشروعیت داشت هنوزم سر حرفشون هستند.
نه حربه ای لازمه نه وسیله ای که بهش متوسل بشن!این قبیل مطالب هم ... به هر حال کاریش نمیشه کرد.هر کی هر کی شده!
علی یارتون!
-----------------------------------------
محسن: ايکاش منشا اين مشروعيت رو مي فهيدم اخوي. دوست دارم بدونم يه آدم يا يه جريان چه رفتارهايي بايد انجام بده تا ستمگر محسوب بشه و از مشروعيت بيفته. علي يارت عزيز.


رعنا در زمان September 20, 2009 7:41 PM اين‌گونه نوشت:

يعني براي همه اومد اين اس ام اس!!!! الله اكبر..


درج نظر




يادداشت‌ها

یکشنبه 16 خرداد
حوالی ساعت دوازده شب، چشم‌هایم را به زور باز نگه داشته‌ام، خسته و کوفته، نشسته‌ام به تماشای گفت‌وگوی وحید یامین‌چور و حسین صفار هرندی؛ حرص می‌خورم و به در و دیوار فحش می‌دهم.
جمعه 7 خرداد
زنگ زد، بعد مدت‌ها صدایش رنگ وجد و نشاط داشت. گفت ایستاده‌ام در بین‌الحرمین، می‌خواهم بروم زیر گنبد حرم برایتان دو رکعت نماز بخوانم. زنگ زدم که بدانید و نیت کنید. مدت‌هاست که همین اتفاقات کوتاه و کوچک، شده تنها مایه‌ی شادی‌ام.

روزگار

آخرين نوشته‌ها

موضوعات

سوابق

‌جستجو