قاصدک هان چه خبر آوردي؟

من گمان مي‌کنم استاد پرويز مشکاتيان بابت تک تک دفعاتي که در تنهايي و دل‌تنگي‌ام به بيداد و قاصدک و نوا و دستان‌اش گوش داده‌ام، و بابت تمام شوري که از شنيدن چاووش‌هايش در من شراره کشيده است، به گردن من حق دارد. رفتن‌اش خبر بسيار تلخي بود که ام‌شب شنيدم. روحش شاد.


آرا (4)

صادق در زمان September 23, 2009 2:42 PM اين‌گونه نوشت:

راست گفتی
خیلی گردنمان حق دارد
یادش به خیر
من تقریباً «همه» کارهایش را «خیلی» دوست دارم. نابغه‌ای بود، که زود تمام شد. البته پریروز تمام نشد، از حدود سال 66 تمام شده بود... مگر استثناهایی مثل قاصدک...
روحش شاد


sahar در زمان September 26, 2009 11:48 AM اين‌گونه نوشت:

بله و چه حيف كه روز تولد من از دنيا رفتند!! :(


sahar در زمان September 26, 2009 11:57 AM اين‌گونه نوشت:

متاسفانه اين اتفاق در سالروز تولدم رخ داد :(


مرضيه در زمان October 12, 2009 6:14 PM اين‌گونه نوشت:

سلام.اون روز كه ديدمتون يادم افتاد كه خيلي وقته وبلاگتون رو نخوندم...امروز اومدم سر زدم.موفق باشين


درج نظر




يادداشت‌ها

یکشنبه 16 خرداد
حوالی ساعت دوازده شب، چشم‌هایم را به زور باز نگه داشته‌ام، خسته و کوفته، نشسته‌ام به تماشای گفت‌وگوی وحید یامین‌چور و حسین صفار هرندی؛ حرص می‌خورم و به در و دیوار فحش می‌دهم.
جمعه 7 خرداد
زنگ زد، بعد مدت‌ها صدایش رنگ وجد و نشاط داشت. گفت ایستاده‌ام در بین‌الحرمین، می‌خواهم بروم زیر گنبد حرم برایتان دو رکعت نماز بخوانم. زنگ زدم که بدانید و نیت کنید. مدت‌هاست که همین اتفاقات کوتاه و کوچک، شده تنها مایه‌ی شادی‌ام.

روزگار

آخرين نوشته‌ها

موضوعات

سوابق

‌جستجو