همهي فيلم يک طرف، اين سکانس فيلم يک طرف.
لامذهب شاهکار بود.
يادداشتها
یکشنبه 16 خرداد
حوالی ساعت دوازده شب، چشمهایم را به زور باز نگه داشتهام، خسته و کوفته، نشستهام به تماشای گفتوگوی وحید یامینچور و حسین صفار هرندی؛ حرص میخورم و به در و دیوار فحش میدهم.
جمعه 7 خرداد
زنگ زد، بعد مدتها صدایش رنگ وجد و نشاط داشت. گفت ایستادهام در بینالحرمین، میخواهم بروم زیر گنبد حرم برایتان دو رکعت نماز بخوانم. زنگ زدم که بدانید و نیت کنید. مدتهاست که همین اتفاقات کوتاه و کوچک، شده تنها مایهی شادیام.