و اليک المشتکي

الهي عظم البلاء و برح الخفاء و انکشف الغطاء و انقطع الرجاء و ضاقت الارض و منعت السماء و انت المستعان و اليک المشتکي و عليک المعول في الشدة و الرخاء.

دوباره نفسم تنگ شده و حالم انگار بوي درد و خون گرفته است. بعد از آن هفته‌ي سياه اول، هيچ وقت در اين چند ماه حالم اين‌قدر بد نبوده است. دستم از همه جا کوتاه، افسرده از روزگار سياه ام‌روز، نااميد از تمام فرداهاي متصور، دل‌تنگ از ستم اين فرقه‌ي ستم‌کارتر از امويان، ام‌شب حال و روزم بسيار خراب است.

الهي عظم البلاء و برح الخفاء و انکشف الغطاء و انقطع الرجاء و ضاقت الارض و منعت السماء و انت المستعان و اليک المشتکي و عليک المعول في الشدة و الرخاء.

دستم به نوشتن نمي‌رود. از سر تشويش و استيصال آمدم چيزکي بنويسم تا گره‌ي راه نفسم باز شود. اما نمي‌شود، نمي‌توانم. ام‌شب دلم سخت گرفته است.

خودت به دادمان برس.


آرا (2)

مریم در زمان December 29, 2009 11:04 AM اين‌گونه نوشت:

حق داری اما دنیا دنیای بدی شده. همه جا ظلم هست هر جا یه جور. من تو رو می شناسم نذار افسردگی مانع رشد توانایی هات بشه. بالاخره 313 تا آدم با ظرفیت و با اراده باید پیدا بشه که به قول علی شاید یکیشون قراره زیر دست تو تربیت بشه. شاید هم خودتی، خبر نداری اما اینو می دونم که نا امید به هدف نمی رسه. من ازآخر سناریوی قدیمی اما همیشه مؤثر جنگ داخلی متنفرم، کاش زود تر به دست خودی تموم شه . شاید هم به قول پدر نفیسه درختی رو که نمی شه از ریشه دراورد بهتره زیر سایش بخوابی.
(ببین این مالتی کامنت بود ها، با تشکر از علی و پدر نفیسه)
ببین من آدم نمی شم، یادته بعد انتخابات یه راهکار بهت دادم (به منظوز تسلی دادن بهت :)) )ندیدمت اما فکر کنم می خواستی از عصبانیت کامپیوترت رو خورد کنی حالا این دفعه خواهشاً کمتر عصبانی شو!!


رعنا در زمان December 29, 2009 4:09 PM اين‌گونه نوشت:

چقدر از این آیه های خوب خوب حفظی!!
(آیه است یا دعا؟)


درج نظر




يادداشت‌ها

یکشنبه 16 خرداد
حوالی ساعت دوازده شب، چشم‌هایم را به زور باز نگه داشته‌ام، خسته و کوفته، نشسته‌ام به تماشای گفت‌وگوی وحید یامین‌چور و حسین صفار هرندی؛ حرص می‌خورم و به در و دیوار فحش می‌دهم.
جمعه 7 خرداد
زنگ زد، بعد مدت‌ها صدایش رنگ وجد و نشاط داشت. گفت ایستاده‌ام در بین‌الحرمین، می‌خواهم بروم زیر گنبد حرم برایتان دو رکعت نماز بخوانم. زنگ زدم که بدانید و نیت کنید. مدت‌هاست که همین اتفاقات کوتاه و کوچک، شده تنها مایه‌ی شادی‌ام.

روزگار

آخرين نوشته‌ها

موضوعات

سوابق

‌جستجو